اشعار مذهبی شب سوم محرم ۹۵

امروز در سایت جامع امام حسین (ع) برای شما کاربران سایت امام حسین (ع) اشعار مداحی و مذهبی با موضوع شب سوم محرم رو قرار دادیم امید وارم که مورد استفادتون قرار بگیره.

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

آغوش تو كجا و خرابه كجا پدر؟

خسته شدم ز اينهمه جور و جفا پدر

من ديدبان ارتش زينب رقيه ام

خوب است جان سپردن بهر خدا پدر

وقت مرور خاطرهامان رسيده است

يادش بخير شهر مدينه كه با پدر

هر جا حسين بود رقيه كنار او

حالا چقدر فاصله افتاده تا پدر

ماندم عمو كجاست به ما سر نميزند

پس لا اقل بيا تو به ديدار ما پدر

وقتي كه آمدي بنشين درد و دل كنيم

تو از گلو بگو و من از درد پا پدر

اين دختران شام مرا طرد كرده اند

همچون مريض هاي جزامي چرا پدر؟

پيچيده بود بين خيامت كه گشته است

راس بريده ي تو ز پيكر جدا پدر

در چشمهاي عمه پر از اضطراب بود

وقتي رسيد قافله شام بلا پدر

عمه بجاي من چقدر تازيانه خورد

نامردها زدند مرا بي هوا پدر

لكنت زبان گرفته رقيه ز ترس زجر

بهر شفاي دختر خود كن دعا پدر

جاي عروسك اين دفعه وقتي كه آمدي

هديه براي من تو بياور عصا پدر

شاعر : محسن اوجانی

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

زبانحال حضرت رقیه بنت الحسین (س) با پدر

تو بر نی ماه خوش منظر،منم که چشم تر دارم
تو میدانی فقط بابا ، چه دردی در کمر دارم

فتادی بر زمین اما سرت شد همسفر با من
که گفته من بدون دلبرم قصد سفر دارم

بیا نیزه سوار من امیر کاروانم شو
که بین اینهمه بد ذات، خیلی درد سر دارم

در این دنیای وانفسا پر از غم بودم وتنها
دلم خوش بود در آغوش شیرینم پدر دارم

تو گفتی خواهرت تنهاست بین خیل نامحرم
کنار عمه ام هستم، من از دردت خبر دارم

همه طفلان نظر بر روی دلجوی پدر دارند
من پر غم به جای رو ، نظر بر موی سر دارم

تمام درد دلهایم نصیب قلب زینب شد
به جز عمه در این ویرانه همدردی مگر دارم

شاعر : جعفر ابوالفتحی

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

یا رقیه (س)

درسته سوخته موهات
اما بازم قشنگه
رنگ خاکستریش با
رنگ موهام یه رنگه

درسته کارِ من با
یه بوسه حل نمیشه
اما هیچی برا من
طعم عسل نمیشه

درسته که اسیرم
ولی مثِ یه شیرم
حق تو رو از یزید
با گریه هام می گیرم

مث قدیم بابایی
لب بزا رو لب من
لب رو لبم نزاری
بالا میره تب من

از چی تنت رها شد
زخمی میون گودال
به جون عمه بابا
پیش تو رفتم از حال

دست خزون نشسته
روی چشای تارم؟
روی دو پلک خسته ام
رنگ بنفشه دارم

شاعر : جعفر ابوالفتحی

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

یا رقیه خاتون (س) مددی

من از گرسنگی مثِ
یه تیکه استخون شدم
وقتی سرت رو نیزه رفت
من دیگه نصف جون شدم

خیلی توی خیمه بابا
منتظر عموم شدم
سوختم براش مث یه شمع
تا که دیگه تموم شدم

تو این مدت حتی بگو
یه قطره بارون اومده ؟
خیلی وقتا از تشنگی
از دماغم خون اومده

خیلی کسا اومدنو
داد کشیدن روی سرم
خیلی کسا اومدنو
گرفتن از موی سرم

از بسکه داد زدن سرم
گوشام داره سوت می کشه
بعد من عمه میاد و
دستاشو رو موت می کشه

شاعر : جعفر ابوالفتحی

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

عمه ببین تو بغلم
مهمون ناخونده دارم
من جای سنگ دیگه روی
صورت اون سر میزارم

حالا که بابا اومده
به دیدنم … بوسه میشم
هی میشینم روی لبش
از رو لبش پا نمیشم

از راه عشق بابایی
کی گفته پا پس می کشم
ناز می کنم صورتشو
روی موهاش دس می کشم

عمه بابای خوشگلم
چش به موهام دوخته چرا؟
شاید تو بهتر بدونی
موی بابام سوخته چرا؟

ردیفای بالاییه
دندونِ بابا ناقصه
خاطره ی چوب یزید
داره به ذهنم می رسه

باید برای دندوناش
لبهامو قربونی کنم
مشت بزنم به دهنم
دندونامو خونی کنم

شاعر : جعفر ابوالفتحی

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

تا روضه های سخت تو را باز می کنند

در هر نفس دو مرتبه اعجاز می کنند

با نام تو ملائکه پرواز می کنند

شاهان عالم از چه به خود ناز می کنند

مسند نشین تخت سلیمان رقیه است

از نسل فاطمیه و صاحب مدارج است

در آسمان چو سکه ی خورشید رایج است

چون دستگیر عالم و باب الحوائج است

از مرزهای سیر خیالات خارج است

پس سایه ای ز خالق رحمان رقیه است

اینجا شروع و خاتمه در موج گریه هاست

شک و یقین ما ، همه در موج گریه هاست

شور و نوا و زمزمه در موج گریه هاست

حتی نگاه فاطمه در موج گریه هاست

تا روضه خوان حضرت سلطان ، رقیه است

شد شهر عشق ، قبله ی جان حسینیون

شد گریه ، ساختار زبان حسینیون

در سفره ، گریه ی به تو ، نان حسینیون

ذکر رقیه  شد ضربان حسینیون

آغاز ما رقیه و پایان رقیه است

تا اشک های آینه می شد گلاب ساز

شد اشک های روشن او انقلاب ساز

یک یاحسین او شده روزحساب ساز

شد دست های کوچکش عالیجناب ساز

میزان ضعف و قوت ایمان رقیه است

هر قدر بود صورت ماهش غباردار

بود آنقدر به پیش خدا اعتباردار

شد در سفارت حرم شاه کاردار

فرزندحیدر است و شده اختیاردار

در روز حشر ، معرکه گردان رقیه است

یک غنچه بین قافله پرپر شد عاقبت

آیینه ی سه ساله ی مادر شد عاقبت

مانند زینب عشق مصور شد عاقبت

آنقدر گریه کرد که کوثر شد عاقبت

تندیس سوره سورۀ قرآن ، رقیه است

از نیزه ها نگاه تو هرگز جدا نشد

لبهای زخمی تو که بر شکوه وا نشد

جز با دوای بوسه ی بابا دوا نشد

مثل تو هیچ کودکی ام البکا نشد

آری دلیل بارش باران رقیه است

کنج خرابه رفت ولی عز و جاه داشت

از گریه های غیرتی اش صد سپاه داشت

از دست های عمه ی خود تکیه گاه داشت

باران گرفته بود و مِهی در نگاه داشت

یک قله بین ابر فراوان ، رقیه است

موسای کربلاست حسین و عصاست او

در امتداد سایه ی خیرالنسا ست او

مهر قبولی سفر کربلاست او

پیغمبر سه ساله ی خون خداست او

اسلام اگر حسین ، مسلمان رقیه است

شبنم فروش گریه ی پاکش نسیم ها

چشم انتظار دست کریمش کریم ها

امیدوار رحم وسیعش ، رحیم ها

ما را برای روضه خرید از قدیم ها

در راه عشق ، سلسله جنبان رقیه است

شاعر : محمد بختیاری

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

دیدم به خواب شمع خرابه شدی پدر
گفتم: چگونه بی تو شبم را سحر بُوَد ؟
گفتی:قرار آخر من با تو امشب است؛
بابا برای وصل تو، چشمم به در بُوَد

روزی به روی دوش عمو بود جای من
حالا به خاک سرد خرابه ست منزلم
حرف نگفته با تو بسی داشتم ولی
دیدم سر تو را و سخن مانْد در دلم

با دستْ اگرکه بر سرِتو دست میکشم
سیلی زجر چشم مرا تار کرده است
با دنده ی شکسته ی پهلوی من، پدر
کار نفس کشیدن من زار کرده است

حالا که برلبت اثر از خیزران نشست
در راه عشق من لب خود میکنم کبود
موی سرم چو موی تو،آتش گرفته است
دختر ندیده ام که شبیه پدر نبود

عمّه ز راه رفتن من گریه می کند
خیلی شبیه مادر پهلو شکسته ام
بابا بیا و همره خود دخترت ببر
از دردِ زنده ماندن بعد از تو خسته ام

او با کمک ز عمّه دگر راه می رود
یک دختر سه ساله و افتادگی چنین ؟
لب را گذاشت بر لب بابا و جان سپرد
پایان گرفت قصه ی دلدادگی چنین

شاعر : وحید دکامین

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

آخی چقدر زخمیه چشمات بمیرم برات

آخی چقدر خونیه لب هات بمیرم برات

آخی شبیه خودم پریشون و پر خونه موهات

بمیرم برات

حالا بعد از اون همه عذاب

توی آغوشم یه کم بخواب

به چشم کسی خواب نیومده

بعد از اون مجلس شراب

ناله می زنم وای وای

گریه می کنم های های

نگفته بودی با سر میای بابا

نگفته بودی با سر میای

——

آخی چه زلف پریشونی بمیرم برات

آخی هنوزم که گریونی بمیرم برات

آخی تو طشت طلا روبرومی

با رگ های خونی بمیرم برات

چی بگم از زمین خوردنم

چی بگم که کجا بردنم

می اومدم اما چه جوری با

سیلی اینجا آوردنم

خیلی بی کس و تنهام

من فقط تو رو می خوام

بذار منم امشب باهات بیام بابا

بذار منم امشب باهات بیام

——–

آخی زیر دشنه جون دادی بمیرم برات

آخی تو لب تشنه جون دادی بمیرم برات

آخی جلو چشم من از نیزه

روی خاک افتادی بمیرم برات

ناتمومه درد و داغ من

افتادم از روی ناقه من

دیگه کسی از من خبر نداشت

تا زجر اومد سراغ من

چشم من شده آبشار

 هق هقم شده زار زار

سرت رو روی شونه ام بذار بابا

سرت رو روی شونه ام بذار

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

پهلو گرفته است

از اشک چشم سوخته دارو گرفته است

سر با سر آمده

او پیش پاش از مژه جارو گرفته است

از نور از طبق

انگار چشم بی رمقش سو گرفته است

وقت قدم زدن

قامت خمیده دست به زانو گرفته است

مثل گل سری است

این لخته های خون که به گیسو گرفته است

تقصیر زجر بود

از چشم های عمه اگر رو گرفته است

خورشید صورتش

از زیر گونه تا سر ابرو گرفته است

رد قلاف نیست

انگار تازیانه به بازو گرفته است

لب باز می کند

کنج خرابه با پدرش خو گرفته است

قصه به سر رسید

جانم به لب رسید که از تو خبر رسید

طاقت ندارم و

جز بوسه یر گلوی تو حاجت ندارم و

می بوسمت ولی

هدیه به غیر گریه برایت ندارم و

من دختر توام

اما به دختر تو شباهت ندارم و

تو رفتی از برم

از آن به بعد یک شب راحت ندارم و

از شمر و حرمله

از زجر انتظار محبت ندارم و

اذیت شدم ولی

من نیتی به غیر شفاعت ندارم و

دشنام می دهند

با دختران شام رفاقت ندارم و

هی می خورم زمین

مثل گذشته آن همه قدرت ندارم و

چون مثل فاطمه است

از این قد خمیده شکایت ندارم و

دیگر نشانه ای

جز پنج خط سرخ به صورت ندارم و

از معجرم نپرس

رغبت به صحبت از شب غارت ندارم و

لطفی کن ای پدر

امشب به جان عمه مرا با خودت ببر

می رفت قافله

دورش پر از حرامی و سرمست هلهله

یک مرتبه بخند

من قول می دهم نکنم از کسی گله

این چشم های تار

امشب برای دیدن تو گشته مسئله

باید چه کار کرد

با این همه کبودی و اینقدر آبله

باید از این به بعد

با عمه ام نشسته بخوانیم نافله

سیلی که جای خود

مانده به گردنم رد انگشت سلسله

خوردم زمین شبی

بین من و نگاه تو افتاد فاصله

من فکر می کنم

ظلمی که زجر کرده نکرده است حرمله

——–

دندان من شکست

آیینه ی کلام پریشان من شکست

—–

ساربان ضربه ی دستش چقدر سنگین است

تازه انگشتر او در یمن هم دارد

زخم های سر و روی پدرش را که شمرد

گفت با عمه چرا زخم دهن هم دارد

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

میدونی چرا صورت من شده کبود عمو نبود

میدونی چرا موهام گرفته بوی دود عمو نبود

میدونی چرا رمق تو زانوهام نبود عمو نبود

میدونی چرا رفتم محله ی یهود عمو نبود

عمو نبود عمو نبود عمو نبود عمو نبود

——–

به خدا که آتیش روی چادرم نبود عمو که بود

یه دونه موی سفید روی سرم نبود عمو که بود

به خدا که دستی پی معجرم نبود عمو که بود

کسی توی صحرا پی گوشواره ام نبود عمو که بود

عمو نبود عمو نبود عمو نبود عمو نبود

——–

حالا که سرم رو خاک این خرابه هاست عمو کجاست

حالا که روی لبام همش خدا خداست عمو کجاست

حالا که حرم تو ازدحام دشمناست عمو کجاست

حالا که همش رقیه زیر دست و پاست عمو کجاست

عمو کجاست عمو کجاست عمو کجاست عمو کجاست

——

بی تو همه افتادن به این روز سیاه عمو بیا

بی تو منم و محله ی یهودیا عمو بیا

داره میکشه منو نگاه شامیا عمو بیا

غرور منو شکسته دست بی حیا عمو بیا

عمو بیا عمو بیا عمو بیا عمو بیا

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

عمه جان کن نظر آمده میهمان

برده از قلب من صبر و تاب و توان

کنج ویرانه ام از رخش باصفا

ابتا یاحسین

——

تازیانه زده دشمنم بر تنم

مادرت فاطمه آمده دیدنم

بین که دردانه ات از ستم در نوا

ابتا یاحسین

——-

بار این سلسله قد من را خمید

من بی حوصله من گیسو سپید

میکشاند مرا از کجا تا کجا

ابتا یاحسین

——

همه جا کربلا همه جا نینوا

تو حسین منی نورعین منی

یاحبیبی حسین

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

عمه بیا قرار دل بی قرارم اومد

تو اوج فصل پاییزعمرم بهارم اومد

عمه بیا کمک کن که دیگه رمق ندارم

این سر غرق در خونو رو دامنم بذارم

بیا که نور چشام اومد

بیا که ماه شبام اومد

بیار عمه معجری واسم

بیا عمه جون بابام اومد

ابالمظلوم ای حسین من

—–

رمق نداشتم و با حضور تو جون گرفتم

از ترس دشمنت بود که لکنت زبون گرفتم

به من بگو چرا روی لب هات خون لخته بسته

سنگ کدوم حرومی سر پاکتو شکسته

چرا اینقدر زخمیه سر تو

بمیره برای تو دختر تو

از این دنیا سیر شدم بابا

ابالمظلوم ای حسین من

——

قسم میدم تو رو من به حق عمه ی مضطر

تا ببری منو با خودت پیش علی اصغر

سه سالمه ولی مثل زهرا غم کرده پیرم

 از خدا خواستم امشب برات دق کنم بمیرم

شده ابری آسمون دلم

منم مثل عمه خونه دلم

دلم تنگ یک نوازش توست

توی این حسرت می مونه دلم

ابالمظلوم ای حسین من

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

  • پرینت از این پست پرینت از این پست
  • برچسب ها:

    به اشتراک بگذارید :

    مطلب قبل و بعد
    مطالب مشابه

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    - کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
    - آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد