اشعار مذهبی شب ششم محرم ۹۵

امروز در سایت جامع امام حسین (ع) برای شما کاربران سایت امام حسین (ع) اشعار مداحی و مذهبی با موضوع شب ششم محرم رو قرار دادیم امید وارم که مورد استفادتون قرار بگیره.

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

تیغ و بدن تو کربلا غوغا کرده

طفل و کفن جلوه ای از مولا کرده

نسل حسن چه محشری برپا کرده

پیش چشم علمدار بین لشکر کفار

داره رجز به لب هاش سبط حیدر کرار

یک شیر تو میدونه و

شمشیر می گردونه و

عباس داره می بینه و

لاحول ولاقوة الا بالله می خونه

——-

چه با وقار چه با جنم الله الله

دل می بره با هر قدم از ثارالله

روی لب اهل حرم ماشاءالله

چشمش رفته به مادر رزمش رفته به حیدر

طوری می جنگه انگار حیدر رفته به خیبر

لشکر بی سامونه و

دشمن سرگردونه و

ارباب برای قاسمش

لاحول ولاقوة الا بالله می خونه

————

دور و برش پر از گرفتاری میشه

زخم سرش یواش یواش کاری میشه

روی پرش چشمه ی خون جاری میشه

با دردای نهفته با این فرق شکفته

میبره اسم عمو رو حتی وقتی می افته

میدون گل بارونه و

قاسم غرق خونه و

نجمه با گریه زیر لب

لاحول ولاقوة الابالله می خونه

——–

حسرت ما سینه زنا

شهادت راه خدا

عشق امام مجتبی

پیروی از خون خدا

شب جمعه کربلا

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

عمو جونم ببین
مست خیرالعمل شدم
(مثل شیر جمل شدم)
به مجتبی بدل شدم
عمو جونم ببین
(که تو فکر شهادتم)
فقط همینه حاجتم
نگو که کم سعادتم
وای(علی اکبر رفت،قاسمت مونده
غم غربت رو،از چشات خونده)
من بی معطلی،با ذکر یا علی
(میرم تا جون بدم،برا ولی)

جانم عمو حسین۳
********
نوه ی حیدرم
(حامی خیمه های تو
سرباز با وفای تو
جون میدم زیر پای تو)
(جوونی مو میدم
اینجا واست عمو جونم
بی تو زنده نمیمونم
دردو بلاهات به جونم
(وای،نمیزارم تا،بمونی تنها
پای عشق تو،میکنم غوغا)
(ای امید من،ای پناه من)
(مقتلم میشه،حجله گاه من)
(میرم که جون بدم،اینجا برابرت
غصه نخور عمو،فدا سرت)

جانم عمو حسین۳
********
عمو جونم بیا
برس به داد قاسمت
که دشمن شاده قاسمت
(تو خون افتاده قاسمت)
عمو جونم بیا
می خوام باشی کنار من
(ای صبر و ای قرار من
خزون شده بهار من)
(وای،دیگه از دنیا،نا امیدم من)
به زیر نعلا،قد کشیدم من
(خون شده جاری،از سر و ابروم
شبیه مادر،زخمیه پهلوم)
(من زیر نعل اسب،دارم نوا عمو
با خاک یکی شدم،بیا عمو)

جانم عمو حسین۳
********

شاعر : میلاد قبایی

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

با یک دل غمین که بسی داغ دیده بود
خود را کنار پیکر قاسم کشیده بود
گلچیـن روز واقعـه در دشت کـربلا
هرگز گُلی به خوبی این گُل نچیده بود
معنـی شـد آن وداع و غُشـیً عَلَیهِمـا
گـریان داغ ایـن ثمـر نـارسیـده بود
بی خُود و بی زره که شدی راهی نبرد
أزرق مگر به روی مَه تو چه دیده بود؟
دیگــر کنـار جسم تـو یـاد مـدینـه ام
دیدم که نیزه پهلوی پاکت دریده بود
حتـّی نشـد سـر تـو بگیـرم بـه دامنـم
فرق سرت ز ضربت کینه چه دیده بود
حتی نشـد میـان عبـا جـا دهـم تـو را
سُمّ ستور بس که تنت را کشیده بود

شاعر : وحید دکامین

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

 با کینه از چه بر تنِ تو پا گذاشتند
بس تیر و نیزه بر بدنت جا گذاشتند
ماندم کدام سو بروم،هرطرف تویی
مـن را کنــار پیکر تـو وا گذاشتند…

شاعر : وحید دکامین

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

چیزی دگر از جسم صدچاکش نمانده
حتی مجال یک نَفَـس آهـش نمانده
او یک تنه در بین یک لشکر اسیراست
دیگر به سوی خیمه هـا راهش نمانده
شمشیر وتیـرو نیـزه ها جانش ستاندند
چون مرغِ بسمل گشتـه و نایش نمانده
پا می کشی از چه زمین، پا شو تو ازجا
بنگـر عمـو از داغ تـو تـابـش  نمانده
شـد پـایمـال سُـمّ  مـرکب هـا سـر او
یک جای بـوسه بـر رُخِ ماهش نمانده

شاعر : وحید دکامین

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

در ره دین وقران می روم سوی میدان
محتبای خیامم ای عموجان
حاجتم رامی گیرم در رکابت می میرم
ازعسل هم شیرین ترشد تقدیرم
ای عموی مظلومم بابن الزهرا یابن الزهرا
************
رزم کوبنده کردم فتح پاینده کردم
شیر جنگ جمل رازنده کردم
بی زره من را دیدند نقل سنگی پاشیدند
روی جسمم با مرکب می چرخیدند
ای عموی مظلومم یابن الزهرا یابن الزهرا
ناتوانم بگویم الوداع ای عمویم
بس که پاخورده اینجا درگلویم
کوله بارم رابستم برشهیدان پیوستم
بابقیه حالا من هم قد هستم
ای عموی مظلومم یابن الزهرا یابن الزهرا
*************

*****سایت جامع امام حسین (ع) ******

  • پرینت از این پست پرینت از این پست
  • برچسب ها:

    به اشتراک بگذارید :

    مطلب قبل و بعد
    مطالب مشابه

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    - کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
    - آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد